قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

برگشتم ! صلوات !!!!!!!!!!!!!!
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱۳  

خب اره تابستون هم اومد !!!!!!!!مغزم هم رفت یه دوری زد و برگشت !!!حالا این انشا که سال تحصیلی خود را چگونه گذراندید بماند برای بعد !!!!!!!!!که طوماریست پر هیاهو !!!!!
و اما در تابستان:

علی الاصول!! بعد از اینکه یه چند روزی رو رفتی ول چرخیدی و برای خودت گشتی به این فکر می افتی که یه جوری از این بطالت ژرف !!!! دربیای و یه کاری بکنی !!!
خوب با توجه به اینکه در این سال ها ،خیل زیاد لیسانس های بیکار دارن پاشنه ی در تمامی اداره ها رو از جا در میارن!!!!!!!!!!!! به دانشجویان خیر معدل ۱۲ !!! دربونی در هم نمی رسه !!!
بعد دیگه اینکه خوب !! این روز ها ملت دیگه بچه های دست گل و ملوس و لوسشون رو دست دانشجوهای معلم نما نمیدن !!! و امثال شعبانی و ذهبی و بقیه ی معلم کنکور های خوش تیپ !!!!! و بانمک !!!!!!!!بد جوری اوضاع رو کساد کردن !!ما هم، هر چی قسم می خوریم که والله به خدا  هر چی این ها می گن ما هم بلدیم !! به خرج ملت نمیره که نمیره !!!خب نره !!ما هم به بچه های خنگشون درس نمی دیم !!!!

 می مونه تایپ پایان نامه ی بچه های فوق با قیمت نازل !!!! که اونم خدا رو شکر !! از دانشجو جماعت٬ گداگدوله تر خودشه !!!!و پول نمیده !!!

خب پس چه کنیم ؟؟؟؟بریم روی سر ننه، بابا ها خراب بشیم و بریم کلاس این ور و اون ور !!! با این نظریه  که ...... من می رم یه چیزی یاد بگیرم که در اینده پول دربیار باشه !!!!!!!!!!!!!

حالا از اون جایی که من دیدم خیلی خفنم و تیزم و باهوشم و این ها !!! برم کلاس شطرنج !!!!!!!!ولی ....

 یاد گذشته افتادم که با همشیره ی گرام بازی می کردیم !!! و بیشترین رکورد مقاومت اینجانب که در تاریخ ۸/۱/۷۸ به وقوع پیوست !!(با توصل به انواع تقلب ها و غیره !!!) ۱۰ دقیقه بود !!!!!!!

این جای کار  بود که  گفتم حالا چه اصراری هست ؟؟؟ من که تیزم و این ها!!! قبول!!!!! ولی .... حالا بذار برای بعد !!!

اما ...  به فکر فرو رفتم که اخه شرا ؟؟؟؟؟این شد  که یه تحلیل همه جانبه انجام دادم و چندین بار فیلم بازی هام رو مرور کردم (به علت کوتاه بودن زمان فیلم ها ،خیلی وقتم رو  نگرفت !!!!)

و این جای کار بود که سر در گریبان فرو  برده و در فکری عمیق فرو رفته !!که این دگر چه نوعش است!!!!  مدت زمانی مدید به یک روش  بازی کرده و هرگز نوع بازیم را جرات نکردم تغییر دهم! هر بار از ترس انکه نکند وزیرم را از دست بدهم در گوشه ای نگاه داشته و  بدون انکه کوچکترین حرکتی کند هر بار سوخته است و از میدان بازی حذف شده !!!هیچ وقت ریسک بازی با نوعی دیگر و با حرکت دادن های وزیر را به دل راه ندادم !!!!که نکند، یک موقع از دستش بدهم و دو دستی چسبیدمش !!!!و در نهایت هم  از دست دادم !!!

کانهو قدیم های مهدوی کیا و حالای علی کریمی !!!!که از ترس اینکه کسی ساق پای بلوریشان را مصدوم نکند در زمین قدم می زنند و اخرش هم اش و لاش می روند بیرون !!!!!!!!

حالا اگر کسی شطرنج باز قهاری می شناسد معرفی کند !! بیباد تیغی بازی کنیم همچین اساسی شکستش بدهم !!!!!! 


کلمات کلیدی: