قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

اين جا تهران ! گروه فيزيک !!!!!!
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٢  

بعله !! این جا تهران ! امین  اباد شمالی ! گروه فیزیک دانش گاه تهران می باشد !!

 من از پشت در بسته ی اتاق دکتر !!!با شما صحبت می کنم ! من در حالی با شما صحبت می کنم که از اتاق دکتر!! به بیرون پرتاب شده ام  چون جلسه مهمی با یکی از والدین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!داشته اند و به من گفته اند برو بیرون در رو هم پشت سرت ببند !!!

و لی من فقط یک امضا می خواهم !!!!!!!!!!!!!!

من در حالی با شما صحبت می کنم که حدود ۲ ساعت است معطل دکتر! !!از اتاقی به اتاق دیگر رفته و هی برایشان در را می بندم که مگس نیاید تو !!!

من در حالی با شما صحبت می کنم که رضوان بغل گوش من فریاد می دارد :من بیش تر از ۱۲ واحد می خواهم ولی دیگر درسی برای من ارایه نمی شود !!!و دکتر!! فقط با او همدردی می کند !!!!!!!!!!!!!!!

من در حالی با شما صحبت می کنم که برای حدود ۳۰ نفر از بچه ها کلاس معادلاتی وجود ندارد و ان ها همه دارند می میرند !!!حتی زهرا هم یه کم نگرانه !!!!!!!

من در حالی با شما صحبت می کنم که صف پرینت انتخاب واحد به صورت: اول ۸۳ ای ها !!حالا ۸۵ ای ها !! وقت کردیم ۸۴ ای ها !!!!!!!!!!!!!!می باشد

من در حالی با شما صحبت می کنم که دارم به زمین و زمان فحش و بد و بیراه می دهم و عطیه با دهان باز به من زل زده !!!!!!!!!!که چه مرگم هست !
 

من در حالی با شما صحبت می کم که پرستو و سمانه و فرنار به پرینت انتخاب واحد من نگاه می کنند و سمانه با لبخند می گوید پس امضای استادت کو ؟؟؟؟ و من یادم می افتد که هنوز ادکتر !!!سرشان شلوغ است !!

من دیگر با شما صحبت نمی کنم !!!!!!!!!


کلمات کلیدی: