قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

اين هم يه حرفيه !!
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٤  

هر چند من اصولا علاقه ای به نوشتن وقایعی که در روز برایم اتفاق می افتد ندارم ولی این اتفاق جالب انگیز ناک بود گفتم من که خیلی خندیدم شما هم بخندید !!!!!!

دیروز :

۱)می روم سوار تاکسی سرویس (همان اژانس خودمان است !!)می شوم !!

۲)با رسیدن به سر سوول (همان طور که مستحضرید یا نیستید !! یه چند وقتی هست که دارند سر سوول پل می زنند )راننده می فرماید بله کاش زود تر ز این ها پل میزدند که مشکل ترافیک رفع شود !!

۳)نه اصلا خانوم می دونی چیه ؟؟ مشکل ترافیک تهران از روش ها ی غلط ماست!! که هی میایم کلاس رانندگی!!! می زنیم و بعد به این خانوم ها اجازه می دیم رانندگی کنند !!!!!

۴)بعد هی میان خیابوون ها رو شلوغ می کنند !
۵)بعد چون رانندگی هم بلد نیستند !! تصادف می کنند !! اصلا امار نشون داده اکثر تصادف ها زیر سر همین ابجی هاست !!

۶)ما مرد ها که رانندگی می کنیم نه که تصادف نکنیم ولی می ریم ۳ !!!برابر خسارت رو از بیمه می گیریم !!!!!!!!!!!!!(بعله !!!!!!!!!!)

۷)بعد ولی خانوم ها که نمی تونند از حقشون دفاع کنند !! بعد باید تازه دستی هم یه چیزی بدن !!(از اون لحاظ !!!!!!!!!!

۷)می رسیم به مقصد !!! عرض می کنم چه قدر تقدیم کنم ؟ می فرمایند: ۲۵۰۰ !!می گم ولی من همیشه ۲۰۰۰ تومن می دم !! می گه نه !! به جون مادر زنم شده ۲۵۰۰!!!!

امروز :

۱)رفتم دفتر اژانس تا از قیمت ها بپرسم !! می فهمم نه انگار جون مادر زنش رو بی خودی قسم خورده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۲)به زور ۵۰۰ تومن رو! راننده پس می ده !!!!!!!انگار فکر کرده منم بیمم !!!!!!!!!!!!

نتیجه ی اخلاقی :

۱)از این سوسول بازی ها در نیار پیاده برو خونتون !!!

۲)اگر یه موقع از این سوسول بازی ها در اوردی نپرس !!! چه قدر تقدیم کنم !!!!!!!!!!!!!!


کلمات کلیدی: