قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

گاو ۲
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱۸  

بنده بعد از خوندن اخرین پست این اقای محمد خان پور بخش به این نتیجه رسیدم که راست می گوید!! حالا که همه شده اند نبیسنده و شاعر و شاعره !! خوب چرا ما تصنیف نسراییم !! بعد گفتم ما را چه به تالیف و تصنیف که کار بزرگان است ! پس بیاییم باز نویسی کنیم !! این بود که داستان گاو را امروزی کردم !! بخوانید و لذت ببرید !!

۱)این مشتی نمی دونم چی چی که از اول کشته مرده ی گاوش نبود !!

۲)اون هم مثل همه ی مللت عاشق زن و بچش بود ولی یه روز انفولانزای مرغی اومد !!(این جا علایم به روز شدن رو ببینید !!!)و زدو  پسر کوچولوی نازش رو کشت !!!

۳)بعد از اون جایی که گاوش خیلی شبیه پسرش بود وابسته به گاوش شد !!!

۴)این وابستگی هی زیاد و زیاد تر شد !!

۵)دیگه بدون گاوش هیچ کاری نمی تونست بکنه !! شب و صبح تو فکر اون بود !!

۶)نوشته امده که گاو هم خیلی به مشتی وابسته بود !!

۷)ولی یه روز گاوش که زیادی خورده بود !! حالش خراب شد !!(دکتر ها احتمال جنون گاوی رو رد کردن ولی گفتن به هر حال بهتره از گاوت فاصله بگیری !!)

۸)حالا مشتی دوباره احساس تنهایی می کرد !!و نمی دونست چی کار کنه !

۹)زنش و کد خدا خیلی بهش گفته بودن خودت رو وابسته ی این گاو نکن ولی

لمن تقل ؟اون گوش شنوا نداشت که !!

۱۰)هیچ کس نفهمید که چه شد !!! ولی مشتی تصمیم گرفت که دیگه از حد تعادل خارج نشه !!

نتیجه ی اخلاقی :

خودت رو از چاه به چاله ننداز ادم عاقل !!می گویند بر عکسش درست است !!

درس اخلاقی : 

وابستگی بیش از اندازه به هر کس یا هر چیزی اثرات مخربی برای فرد به همراه دارد !! و قدرت تصمیم گیری را از شخص می گیرد !


کلمات کلیدی: