قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

 
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٧  

اين جوجه اردک زشت رو من خودم ديدم !!!وقتی بچه بودم هم ديدم !!!وقتی بزرگ شدم هم ديدم !!اصلا به جز من خيلی از فلاسفه هم اين جوجه اردک رو ديدن من جمله دکارت !!!اگر شما نديديد من براتون نقل می کنم :

۱)بدبخت !!!توی بيمارستان !!عوض شد !!(يعنی چون پرنده ها در اوان کودکی . نوزادی شبيه هم هستند !! اين اتفاق زياد می افته !!)

۲)در خانوادهی يک اردک زشت و بد ترکيب بزرگ شد !!!

۳)همه فهميده بودن که اين جوجه هه با بقيه قرق می کنه !!

۴)جوجه اردک زشت !!!!!!!!!!!!!در خانوادهی اردک هم چجون کوزت کار می کرد !!ولی منتظر ژان وال ژان نمنود !

۵)کم کم قيافش بهتر شد !!(داستان به دوران سيندرلايی خودش رسيد !!)ولی منتظر شاهزاده هم نموند !!

۶)خودش بر خلاف بقييه ی داستان ها راه افتاد !

۷)رفت ببينه شبيه چه پرنده ای هست !!!

۸)قو ها رو پيدا کرد !!

هرگز معلوم نشد که چه چيزی باعث شد که به فکر پيدا کردن اصل خودش بره !!ولی رنه دکارت از جوجه اردک خيلی الهام گرفت به جون خودم !!


کلمات کلیدی: