قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

اسمان و ريسمان
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٩  

عجب رصدی بود !

۱ـ  بنده سر در جيب مراقبت فرو برده و به کوير لا يتناهی الهی می نگرم که سر گروه يک باره از پر چانگی کردن دست بر داشته !!و متوجه می شود که  راه را اشتباه پيموده ايم !!

پس به صرافت افتاده و به دنبال راه گريزی می گردد که به چوپانی رسيده و از وی راه ساوه را می پرسد !!!جواب می شنود ساوه يا شمال است يا جنوب !!!

از اين کوير لعنت (وحشت) چو (اگر)به سلامتی گذشتی ...

۲- راه را پيدا کرده ايم سخت مشغول خواندن کتاب هستم که باز سر گروه فرياد بر اورده !! دوستان پنچريم !! تخليه !!

۳ـ حالا داريم به مقصد نز ديک می شويم !!

۴ـجا تره و بچه نيست ! چون دير رسيديم اقای مسيول فلنگ را بسته اند !!پس يکی ديگر ما را بر می دارد می برد يک جای ديگر برای رصد !!!

۵ـبهترين مکان برای رصد همی !!قبرستان است !!روی سنگ قبری که کنارش نشستم نوشته جوان ناکام ...!!!ولی  من گرسنه تر از اين حرف ها هستم !!! ولی گويا ساندويچ بنده به دلايلی تبديل شده به ...  اب زدايی هم فايده ندارد !!

خوب اش رشته هم خوبه !!! اوون هم با اسانس انگشت که جلوی خودت کرده باشن تو اش !! روی سنگ قبر جلوييم نوشته مرگ به سال ۱۳۰۲!!

۶ـمراسم کشتن عقرب رتيل نما !!!

۷ـجوانان غيور ايرانی بار ديگرحادثه افريدند !! اين بار برق کل منطقه را خاموش کردند !! ايجاد اتصال کوتاه در مدار !!!!!

۸ـ اسمان مال من است ؟؟؟؟ عجب خبر نداشتم که اسمان اين همه ستاره دارد !!چه قدر ان بالا را شلوغ کرده اند !!چه ترافيکی !! جالبه توی تهران روی زمين ترافيکه و اسمون خلوت اين جا بر عکس !!صورت های فلکی مختلف : هرکول و دب اکبر و ...

گويا از همان قديم بشر هر چيز اسمانی را نمود زمينی می داده !!(اگر متوجه اين خط اخر نشديد اشکال نداره !!)

۹ـ خيلی ها به خواب رفته اند ولی من هنوز مشغول رصدم !!

۱۰ـستاره های قديمی غروب و ستاره های جديد طلوع می کنند !!!

۱۱ـستاره ای طلوع می کند که باعث غروب دگر ستارگان می شود !!! پايان شب !!

۱۲ـتخم مرغ در پارک !! عمله های با کلاس !!!

۱۳ـ عجب !!!

۱۴ ـ پايان !!!!!!!!


کلمات کلیدی: