قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

آن همه ناز و تنعم که تابستان می فرمود ...
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٠  

 

برای بعضی ها روز اول  پاییز 87, یعنی  رسیدن کره ی خاکی به  اعتدال پاییزی ! یعنی فاصله ای معین ,  بین خورشید و زمین . برای آنها همیشه آغاز پاییز روز اول ماه مهر است . آنها هرگز کاری ندارند که آیا برگ ها ی درختان زرد و نارنجی شده اند یا نه .برای آنها مهم نیست که آیا خاک  بوی باران می دهد یا نه . آیا نارنگی میوه ی بازار است یا گلابی .بلکه  برای آنها همواره در یک تاریخ خاص , پاییز می آید و هرگز روزی یا ساعتی پاییز آنها عقب و جلو نمی شود . پاییز آنها هر سال در تاریخ معینی می آید , حتی اگر هرگز برگ درختی زرد  نشود , بازهم  آنها پاییز دارند .زمان برای آنها یک زمان سخت و بدون انعطاف مکانیکی است !

برای این ها همواره 1 مهر , یعنی روز اول آغاز سال تحصیلی , مگر آنکه تقویم , قضیه را تکذیب کند !

 

 برای  بعضی دیگر پاییز87  یعنی خرمالو !! یعنی بوی خاک باران خورده ! برای آنها پاییز یعنی هر روزی که برگ های درختان زرد شود ! برای آنها تقویم معنای چندانی ندارد ! یک سال پاییزشان از اواسط شهریور آغاز می شود و یک سال ,  در اواخر مهر ! آنها می گویند پاییز آن است که ببوید نه آنکه تقویم بگوید !

برای این ها , روز اول سال تحصیلی ,  یعنی هر آن روزی , که احساس کنند , بوی کیف و کفش  نو می شنوند ! یعنی هر آن روزی که به نظرشان , روز اول سال تحصیلی بیاید .

 

برای یک سری زمان یک دایره است که به روی خودش بسته است . هر سال پاییز , مثل پاییز پیش می آید و آنها , شاید ندانسته دوباره همان کار ها  را می کنند و ندانسته همان احساسات را دارند, زیرا آنها دانسته یا ندانسته همان گونه می اندیشند که سال قبل می اندیشیدند . گویی لای تمام صفحات کتاب زندگیشان کاربن گذاشته اند ... برای این ها هم , آغاز سال تحصیلی همواره یک روز مشخص با یک سری اتفاق های تعریف شده و مشخص است .برای این ها آغاز سال تحصیلی  88 _  87, درست مثل پارسال و پیارسال و ... است !

 

برای یک سری , پاییز 87 بی معنا است ,  زیرا که آنها هنوز هم ,  در تابستان یک سالی ,مثل سال 85 گیر افتاده اند ! آنها در یک روز و یک ساعت و یک ثانیه ی خاص ایستاده اند ! برای آنها زمان ایستاده است ! آنها در روزی , از گذشته گیر افتاده اند . یا خودشان را گیر انداخته اند ! نگاه آنها همواره به نگاه کسی که دوستش دارند گره خورده می ماند ! آنها همواره یه گلابی که دستشان هست دندان می زنند , چون زمان همان جا متوقف شده است !  

 

بعضا آدم هایی هم , پیدا می شوند که به هر قیمتی تابستان را کش می دهند , آنها فکر می کنند اگر هرگز پاییز از راه نرسد , فصل پایییز زندگی آنها هم ,نمی رسد . آنها دوست دارند که زمان را بکشند ! آنها عاشق اتساع زمان هستند . آنها دوست دارند جایی زندگی کنند که زمان کش پیدا کند !! آنها حاضرند به هر قیمتی حتی رفتن از این کره ی خاکی زمان را کند , کنند !!

برای این ها هم,  بالاخره همه چیز و حتی اولین روز سال تحصیلی , به قدرتشان در کش دادن زمان بستگی دارد !

نمی دانم تعریف تو از آغاز سال تحصیلی چیست ؟ ولی می دانم که کم کم , پایییز برای اکثر اساتید آغاز شده !

 

 

پانوشت :

1)کتاب رویاهای انیشتین

نوشته ی آلن لایتمن

را بخوانید !! کلا زمان را کامل تعریف فرموده اند !

 

2)اینجانب مفتخرم اعلام کنم که , در همین جا و در همین لحظه , انتظار ها به پایان رسید !! بعد از یک سری از تلاش های  شبانه روزی  , پروژه ی سنگین و جان فرسای مرتب سازی کمد اینجانب به بهره برداری رسید ه  و موفق به پیدا کردن مقادیر متنابهی از خودکارها , مداد ها , مداد نوکی ها , کتاب ها , جزوه ها و غیره ی بعضی از شما دوستان عزیز شدم .  پس دوستان مال باخته , می توانند با ذکر مشخصات وسیله ی گم شده ی خود , آن را تا آخر مهر ماه دریافت نمایند !


کلمات کلیدی: زندگی