قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

خواجه نصرالدین راحت بخواب که ما زنده ایم !!!
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦  

ما تشکر خیییلی خیییلی ویژه ای از دوستان انجمن علمی داریم که زحمت کشیدند و برای هفته ی نجوم سخنرانی  در این باب دست و پا کردند !!و این سخن رانی چنان جذاب و از نظر علمی , بالا بود که ما که حتی سر کلاس نت برنمی داشتیم !!از افاضات جناب سخن ران یادداشتی تهیه کردیم که در وبلاگمان نقل قولی کرده باشیم با  کمی دخل و تصرف :
1) آقای سخن ران در باره ی منظومه ی شمسی توضیح داده و طرح پرتقالی خود را معرفی کردند  و ما ناخودآگاه یاد طرح نون کشمشی جناب تامسون افتادیم !!
و از آنجا که فکر می کردند افراد شرکت کننده در سخن رانی زیر خط فقر IQ قرار دارند , کلا از پایه شروع کرده و حتی درباره ی سال نوری هم به ما توضیحاتی ارزنده ارایه دادند !!!
و خلاصه ای از فیلم" علمی _تخیلی" جنگ ستارگان را هم برایمان تعریف کردند تا بفهمیم در کجای کیهان قرار داریم !!و کلا دنیا دست کی هست ؟!

            Go to fullsize image(گوشه ای از تصاویر مربوط به طرح پرتقال)
تنها مشکل ما این بود که این بغل دستیمان خیلی خنگ بود و هی از ما می پرسید :
"اینجا گروه فیزیک دانشگاه تهرانه ؟؟"
2) آقای سخن ران کلی هم عکس و اسلاید به ما نشان دادند  که خیییلی خوشمان آمد !!زیرا که یکی درمیان عکس خودشان را چپانیده بودند که ما از تمام زوایا ایشان را با تمام مفاخر و مشایخ علمی و نجومی ببینیم و این طوری بفهمیم که دقیقا کجای کیهان قرار داریم ؟؟البته در این میان یک عکس نشان دادند و درباره ی کمربند حیات صحبت کردند و اصرار خاصی داشتند که کمربند مذکور سبز است !!ولی حتی ما هم که همه چیز را سبز می بینیم نتوانستیم این یکی را سبز ببینیم !!!!!!
3) ما متوجه شدیم که در 15 سال اخیر "مجله ی نجوم" و" رصد خانه ی زعفرانیه " در رشد و اعتلای فرهنگ نجومی اهتمام تام ورزیده اند !!و بالاخص که آقای سخن ران در این دو جا فعالیت دارند !!و هی هم ملت را می برند رصد !!که خب خدا عمرشون بده !!
این بغل دستیمان حالا هی به ما گیر داده که فلانی :
پشت گوشم مخملیه ؟؟؟
4) ملت یکی از شهر های فارس بعد از نماز جمعه در خطبه های بعد از نماز !!راجع به وقایع نجومی هفته ی گذشته بحث می کنند !!
و همان طور که ما در تاکسی هایمان  راجع به قیمت شیر و مرغ صحبت می کنیم !!آنها در تاکسی هایشان  راجع به میانگین سرعت شهاب ِشهاب باران شب قبل بحث  می کنند !! و ما کلا دیگر خیلی فهمیدیم که نجوم چه قدره خووب است !!
5) آقای سخن ران بعد از اینکه در اپتیک و الکترومغناطیس و .... انقلابی به پا کردند و نوع جدیدی از حرکت را برای نور قایل شدند !!برای نجات جان گربه های خیابانی از مسیولان خواستند که اگر زحمتی نیست شب ها چراغ ها را روشن نکنند !!!که ما دیگر بعد از شنیدن این پیشنهاد اقتصادی , اجتماعی و حتی فرهنگی !!به این فکر افتادیم که ایشان چرا نمی روند شهرداری , استانداری چیزی بشوند !!؟؟
 
این سخن رانی دارای زوایاو مباحث جالب انگیز ناک دیگری بود و ما فقط می توانیم به دوستان انجمن علمی از همین جا و از پشت همین کیبرد بگوییم با تشکر از شما باید بگم ... !!


پینوشت : ما =من و خودم !!


کلمات کلیدی: دانشگاه