قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

یا آره یا نه !!
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٧  

فکرشو بکن:  اگه سیستم آدم ها {صفر و یک }بود !!!

Image Preview

یعنی دیگه ملت آش شله قلم کاری از  خووبی ها و بدی ها نبودن !!؟؟؟


کلمات کلیدی:
 
من الاغی دیدم، یونجه را می فهمید !
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٩  

 

فکرشو بکن !!!!!!!الاغی که می فهمد، چه را می خورد و  چرا می خورد؟؟؟

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٥  

"ققنوس" را دیده ای ؟؟" ققنوس " تنها به دنیا می آید . تنها زندگی می کند و تنها می میرد . هرگز در زندگی اش همراه و همسفری ندارد ! هرگز به موجودی دل نمی بندد ! همه افتخارش ,همه شهرتش,  به همین تنها زندگی کردن است !! ققنوس  تنهایست , زیرا که می ترسد !!!می ترسد نکند برود همراهی , همسفری , چیزی پیدا کند ,بعد یواش یواش به آن موجود دل ببندد ! بعد کم کم همراهان و همسفران دیگری هم پیدا کند بعد به آنها هم, دل ببندد ! نه !!!تا این جایش که ترس ندارد از ادامه اش است, که می ترسد ! می ترسد دل ببندد !!!می ترسد دوست بدارد !! آن وقت یک روزی بیاید که یکی  از همراهانش برود یک جای دور یا  ولش کند یا  فراموشش کند یا بمیرد !! خلاصه تنهایش بگذارد !!آن وقت چه کند ؟؟عادت کرده به بودنش !!نه بدتر از عادت , وابسته اش شده !!توی ذهنش جا خوش کرده !! شده یک تکه از وجودش !!نه حتی بد تر از آن,  شده بود و  نبودش !!حالا چه کند ؟؟پس فکر می کند ,  بهتر آن است که اصلا تنها بماند !!به این همه ترس و هول و ولا , نمی ارزد !!نمی ارزد به اندوه از دست دادن ! به حس وابستگی که نمی داند باهاش چه کند ! نمی ارزد به این که هر کاری که می خواهد بکند , یاد آن بیفتد !!هر کجا که می رود او را در خیالش ببیند !!جای خالی اش را احساس کند !!بعد اذیت بشود , ناراحت بشود , اوقاتش تلخ بشود!!اصلا چه کاری است ؟؟ تنها می ماند !!!و این طور زندگی راحت تری دارد !!ولی "آدم " چه ؟؟ او نمی تواند !!تنهایی را نمی تواند تحمل کند , حوصله اش سر می رود , زندگیش یکنواخت می شود , خالی می شود , احتیاج دارد به دوست داشتن ! احتیاج دارد به محبت !!ولی ... او هم مانند ققنوس می ترسد !! او هم دل می بندد!! و می ترسد که نکند یک روز ... !!!!!!"آدم " اراده ی ققنوس را ندارد ؟؟؟؟؟؟؟؟ تنها باشد می میرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه !!چه کسی می گوید زندگی راحت تر , همان زندگی بهتر , است ؟؟"آدم " خطر می کند !! دل می زند به دریا !!!می رود در دل اجتماع !!می رود قاطی جمع !!همراهان و همسفرانی می یابد !!و یاد می گیرد که یک روز ممکن است یکی از از همراهانش برود, یک جای دور یا  ولش کند یا  فراموشش کند یا بمیرد !! خلاصه تنهایش بگذارد !!

 و نمی دانم ,یاد می گیرد یا حداقل سعی می کند یاد بگیرد که"دوست بدارد" ولی  "وابسته نشود  " !!!
پینوشت:

گفتن این حرف ها خیلی راحته !!بری بالا منبر و ... ولی عمل کردنش !!!
کلمات کلیدی:
 
نوروزتان پیروز
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۳  

 

بالاخره بعد از چند سال اتفاقی افتاد که باعث شد  , چند روز قبل از نوروز رو تهران موندم  و فرصتی شد که به یاد گذشته, بزنم به خیابون و تهران گردی و تماشای ملت و ...

تجریش دم عید , با دست فروش هایی که ماهی قرمز و سنجد و سبزی و ... می فروشن ،

گذشتن از کوچی ی سمنو پز ها و خردن سمنوی داغ داغ  ،

َ

بازار گل تهران که پر می شه از گل های بهاری و مردمی که دستشون پر از بید قرمز و بید مشکه ،

شیرینی فروشی ها ,آجیلی ها و لباس فروشی هایی که پر می شن  از لباس های رنگ و وارنگ و برق برقی  ،

بجه هایی که خوش و خرم دست مامان و باباهاشون رو می کشن و از یه مغازه می رن  به مغازه ی دیگه , خلاصه , همه و همه باعث می شن که با تمام وجودت احساس کنی که زندگی در رگ  تک تک موجودات جربان داره و چیزی نیست که از یاد بره !!و معنای واقعی این جمله رو درک کنی که  :

"زندگی رسم خوشایندی است

                                   .....                                                                          .......                                                                                                    زندگی  زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود ." 

       نوروزتان                   پیروز 

سالی به سبزی قورباغه گان داشته باشید !:ی

  پینوشت:

به قول یه بنده خدایی انشاالله که زیر برگه ی زندگی تون کاربن نذاشته باشن و امسالتون با پارسالتون فرق بکنه !!و علی الاصول  هم بهتر باشه !!

 
کلمات کلیدی: