قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

پاچه خواری کنید و جایزه بگیرید !!!!!!
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٥  

این روز ها هوا انقدر گرم شده که ادمیزاد دلش می خواهد ،هندوانه ای ،گلابی ای ، زرد آلویی ،چیزی بود که می گذاشتنش در یخچال و خنک می شد !!!! ولی در حال حاضر زرد الو که نیستم هیچ !!!!!!!!موهبت زیر کولر دراز کشیدن و خوردن اب البالو ی تکدانه را !!!! ،هم از دست داده ام !!! چه برق رفته است و اتاقم هم تبدیل شده به اتاق سولاریومی که مسیولش یادش رفته خاموشش کند !!!!!!!!!!!!!و در این گرماگرم در این فکرم که برای دست نوشته های فهیمانه ی خود در این وبلاگ سالگرد تولد بگیرم !!!! (هر چند با تاخیری قابل اغماض !!!!!!!!!!!!)

خب آن روز که در این وبلاگ شروع به نوشتن کردم ! ،زبان طنز را برگزیدم !!!!!!!

خب ابراهیم رها در مورد بینوایان ۲ !!!(دست نوشته ی خودش)قال:

بینوایان همه درد و بدبختی و رنج مردم بود که آه و ناله و گریه در می اورد ،مال من هم درد و بدبختی دارد ولی می خنداند !!!*

قصد من هم همین بود !!! می خواستم یک سری از حرف ها و سخنان را ،که در گلویم گیر کرده بودند و داشتند خفه ام می کردند ،یک جوری بریزم بیرون ولی نه ان طور که بقیه را هم خفه کند !!! بلکه بقیه را بخنداند !!! حالا این که در این امر چه قدر موفق بودم ، مساله ای است پرواضح !!!!:

صد در صد موفق بودم !! و وبلاگ هیچ بنی بشری روی دست من بلند نشده و نخواهد شد !! حرفیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

توجه : همان طور که از عنوان بر می آید به بهترین تعریف و تمجید ، جایزه ای ارزنده اهدا خواهد شد !!!!**

* والله ابی خان دقیق دقیق، این رو نگفته بود ،یه کوچولو متنش فرق داشت !! ولی اصل نوشته توی کتاب ترموم بود، که به علت خصومت شخصی با این درس !!!! کتابش را به سزای اعمالش رساندم و نوشته ی اصلی گم شد !!!!!!!!

** به نگار و اون محتشمیان  و رضوان :

 این بار به زور خفت کردن  و املت مفت گرفتن رو ازمخلیه بیرون کنید !!!? Ok


کلمات کلیدی:
 
برگشتم ! صلوات !!!!!!!!!!!!!!
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱۳  

خب اره تابستون هم اومد !!!!!!!!مغزم هم رفت یه دوری زد و برگشت !!!حالا این انشا که سال تحصیلی خود را چگونه گذراندید بماند برای بعد !!!!!!!!!که طوماریست پر هیاهو !!!!!
و اما در تابستان:

علی الاصول!! بعد از اینکه یه چند روزی رو رفتی ول چرخیدی و برای خودت گشتی به این فکر می افتی که یه جوری از این بطالت ژرف !!!! دربیای و یه کاری بکنی !!!
خوب با توجه به اینکه در این سال ها ،خیل زیاد لیسانس های بیکار دارن پاشنه ی در تمامی اداره ها رو از جا در میارن!!!!!!!!!!!! به دانشجویان خیر معدل ۱۲ !!! دربونی در هم نمی رسه !!!
بعد دیگه اینکه خوب !! این روز ها ملت دیگه بچه های دست گل و ملوس و لوسشون رو دست دانشجوهای معلم نما نمیدن !!! و امثال شعبانی و ذهبی و بقیه ی معلم کنکور های خوش تیپ !!!!! و بانمک !!!!!!!!بد جوری اوضاع رو کساد کردن !!ما هم، هر چی قسم می خوریم که والله به خدا  هر چی این ها می گن ما هم بلدیم !! به خرج ملت نمیره که نمیره !!!خب نره !!ما هم به بچه های خنگشون درس نمی دیم !!!!

 می مونه تایپ پایان نامه ی بچه های فوق با قیمت نازل !!!! که اونم خدا رو شکر !! از دانشجو جماعت٬ گداگدوله تر خودشه !!!!و پول نمیده !!!

خب پس چه کنیم ؟؟؟؟بریم روی سر ننه، بابا ها خراب بشیم و بریم کلاس این ور و اون ور !!! با این نظریه  که ...... من می رم یه چیزی یاد بگیرم که در اینده پول دربیار باشه !!!!!!!!!!!!!

حالا از اون جایی که من دیدم خیلی خفنم و تیزم و باهوشم و این ها !!! برم کلاس شطرنج !!!!!!!!ولی ....

 یاد گذشته افتادم که با همشیره ی گرام بازی می کردیم !!! و بیشترین رکورد مقاومت اینجانب که در تاریخ ۸/۱/۷۸ به وقوع پیوست !!(با توصل به انواع تقلب ها و غیره !!!) ۱۰ دقیقه بود !!!!!!!

این جای کار  بود که  گفتم حالا چه اصراری هست ؟؟؟ من که تیزم و این ها!!! قبول!!!!! ولی .... حالا بذار برای بعد !!!

اما ...  به فکر فرو رفتم که اخه شرا ؟؟؟؟؟این شد  که یه تحلیل همه جانبه انجام دادم و چندین بار فیلم بازی هام رو مرور کردم (به علت کوتاه بودن زمان فیلم ها ،خیلی وقتم رو  نگرفت !!!!)

و این جای کار بود که سر در گریبان فرو  برده و در فکری عمیق فرو رفته !!که این دگر چه نوعش است!!!!  مدت زمانی مدید به یک روش  بازی کرده و هرگز نوع بازیم را جرات نکردم تغییر دهم! هر بار از ترس انکه نکند وزیرم را از دست بدهم در گوشه ای نگاه داشته و  بدون انکه کوچکترین حرکتی کند هر بار سوخته است و از میدان بازی حذف شده !!!هیچ وقت ریسک بازی با نوعی دیگر و با حرکت دادن های وزیر را به دل راه ندادم !!!!که نکند، یک موقع از دستش بدهم و دو دستی چسبیدمش !!!!و در نهایت هم  از دست دادم !!!

کانهو قدیم های مهدوی کیا و حالای علی کریمی !!!!که از ترس اینکه کسی ساق پای بلوریشان را مصدوم نکند در زمین قدم می زنند و اخرش هم اش و لاش می روند بیرون !!!!!!!!

حالا اگر کسی شطرنج باز قهاری می شناسد معرفی کند !! بیباد تیغی بازی کنیم همچین اساسی شکستش بدهم !!!!!! 


کلمات کلیدی: