قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

نقد و بررسی شخصيت گنجو !!!
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢۱  

همان طور که حتما می دانید !!!نقد و بررسی شخصیت های فیلمهای سینمایی (بالاخص فیلم های ایرانی !!!!!) کار هر کسی نیست !!!! و منتقد بایستی که روان شناسی اگاه و نویسنده ای حرفه ای و نقادی عادل باشد !!! تا بتواند زوایای مختلف شخصیت مورد نظر را به درستی حلاجی کند !

با توجه به این که توانایی های فوق الذکر را در شخص شخیص خویش , مشاهده نمودم !!! تصمیم به نقد و بررسی یکی از شخصیت های مهم سینما یعنی گنجو گرفتم !!!!!!!

و با توجه با این که صدا و سیما قریب به صد و پنجاه هزار بار این فیلم را نشان داده !! احتمالا همگی خونندگان این پست حداقل ده بار این شخصیت (گنجو ) را دیده اند !! یعنی همگی شما گنجو, این پسر خیکی و بانمک و تنبل و ... را می شناسید !!

                   ********************************

اگر با دیدی روان شناختی به قضیه نگاه کنیم , متوجه می شویم که گنجو حتی برای غذا خوردن هم احتیاج به حمایت و کمک مادرش دارد !(همش از اول تا اخر فیلم می گفت : مامان! مامان! من گشنمه !!!!)و بدون حمایت او هیچ کاری نمی کند ! نیاز به حامی و حمایت کننده در او از میان نرفته و همواره به دنبال یک تکیه گاه می گردد !!!

اما در رو به روی این نقش می توان به تام سایر!! اشاره کرد که به صورتی کاملا مستقل به زیندیگانی پرداخت و حالا دقیقا یادم نیست!!! ولی علی الاصول خوشبختم بوده !!!!!

                               **********************

این جا و در این نقد نامه قصد ندارم که راجع به عوامی که گنجو , گنجو شد بحث کنم ! اما همین تلنگر را به خواننده می زنم که ببیند خودش , کدام است ؟؟ گنجو یا تام سایر ؟نه راستش رو بگید ها !!


کلمات کلیدی:
 
از تهران به مرنجاب !!
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٦  

1) از راه وجاده و تمام اتفاقات رفت , بی خبرم !!چون کاملا در خواب  بودم !!

2)حدود 9 شب به کاروان سرای مرنجاب میرسیم ! کاروان سرایی با قدمت زیاد و تاریخی , که از نظر امکانات رفاهی در حد هتل های 5 ستاره می باشد !!!! و ما همگی از جمع شدن این همه امکانات در یک مکان تعجب الودبم !!

از رستوران گردان کاروان سرا و کافی شاپ و کافی نت خفن گرفته, تا گلاب به رویتان wc های همه  با صفای  کاروان سرا, باعث شده که این روز ها ملت از اقصا نقاط کشور جذب ان کاروان سرا شوند !! حتی یکی از دوستان که خیلی جو گیر شده است !!! از wc  ها عکس برداری می کند  تا برود wc های خانه شان را هم, همان طوری بکند !!

3) ما را چه به کاروان سرا و این قرطی بازی ها ؟؟؟؟ می رویم 5, 6 کیلومتر ان طرف تر کنار چاه ابی که می گویند نظر کرده است !!حالا چرا ؟ چون ابش شیرین است !! در دل بیابانی که تنها چند کیلومتر با کویر فاصله دارد چاه اب ؟؟؟ ان هم  پر از اب شیرین ؟؟ بچه ها می گویند شانس بیاوریم ,می توانیم شترها را  هم بینیم که می ایند اب بخورند  !!ولی خب, خدا را شکر ما از این شانس ها نیاوردیم !!

4) اسمانش با این که اسمان کویر است و پر ستاره , ولی به پایاسمان  اشموعیل نبی نمی رسد !! با این حال به رصد اسمان می پردازیم !!و جالب این که با این که یک ده هزار باری رفته ام رصد هنوز هم برای پیدا کردن دب اکبر باید یک, یک ربعی را وقت صرف کنم !! و جالب تر انکه با این که یک ده هزار باری امده ایم رصد , هنوز هم اسمان با همان ستاره های تکراری اش برایمان جذاب است و خیال انگیز ! و هنوز هم با دیدن هر شهابی, جیغ و داد راه می اندازیم !!

5) دم دم های طلوع افتاب هوا حسابی خنک می کند و خوابیدن در کیسه ی خواب دبیر انجمن علمی!!!! و پرتاب کردن وی  به بیرون از کیسه ی خواب خودش !! کلا صفایی دارد !!!

6) وقتی از خواب بیدار می شوم , همه بیدارند !! خب احتمالا هوا سرد بوده خوابشان نبرده !!

7) گروهی تشکیل می شود و راهی کویر می شویم !!کویر پیمایی !!!!!!

8)نمی دونی چه زجری داره وقتی داری از تپه های شنی بالا می ری و هر یه قدمی که جلو می ری ,جاش شن های زیر پات که خالی شده ,3 قدم برت می گردونن عقب !!اون وقت یه سری بالای تپه با انگشت نشونت می دن و دلشون رو می گیرین و هرهر می خندن !!

9) برای فهم دقیق مطلب این طور بگویم که از چاه باید 3یا 4 کیلومتری دور شوی و بیابان نوردی کنی ان وقت می رسی به تپه ی شنی که در مرحله ی قبل توضیحاتش را دادم !! بعد از فتح تپه ی شنی از بالای تپه , یک طرف بیابانی را می بینی که از ان امده ای و در طرف دیگر با کویر روبه رو میشوی !!!

 این کویر جای عجیبی است !! مثل یک دریای بزرگ است که ابش را خالی کرده اند !!

می گویند چند چیز انسان را خیره می کند : دریا , اتش , کویر !!و  راست می گویند !!! مسحورمان کرده انگار اینجا جاذبه ی زمین هم بیشتر است !!! بدجوری, همه زمین گیر شده اند !! به طوری که هر چه سرگروه دادو فریاد می کند که تو رو جون هر کی دوست دارید بیاید بریم و هی اولتیماتوم های 5 دقیقه ای می دهد کسی صدایش را هم نمی شنود !! ( این تکه اش را دروغ گفتم !! ادم های عادی معمولا وقتی کویر را می بینند این جوری می شوند !! ولی خب بروبچس ما انگار اومده باشن, زمین خاکی سر کوچشون !! سرگروه هم یه دوباری گفت راه بیفتید  , بعد هم گفت خوب نمی یایید که نیایید به جهنم !! بدویید دنبال می نی بوس !!!!!!!!!!!!!!!!)

10) خلاصه بعد از کویر پیمایی ,دوباره راه می افتیم طرف کاروان سرا !! تا در روشنایی هم ببینیمش و هم اینکه از امکانات رفاهیش, مفره شویم که تا کاشان دیگر از امکانات رفاهی خبری نخو اهد بود !!!

11) از کاشان به تهران هم همه اش خوابیدم !!

پینوشت :

الف )من یک بند از پای سوسک های کویر را با سوسک های تهران عوض نمی کنم ! سوسک هایی که واقعا با نمک هستند و وقتی برشان می گردانی به جای انکه مثل سوسک های تهران دست و پا بزنند با یک پرش ماهرانه دوباره خودشان را به وضعیت عادی در می اورند !! ولی بعد از این که 2,3 باری برشان گردانی خودشان را به مردن می زنند !!

ب) سر کیسه خواب هم باید اعتراف کنم دروغ گفتم !! من را از کیسه خواب انداختند بیرون !!! بعد دلشان برایم سوخت دیدند دارم از سرما می میرم !!! گفتند بیا برو تو کیسه خواب !!
پ) عکس هم گرفته بودم بگذارم در وبلاگ !! ولی متاسفانه !!!!! دوربینم داغون شد !! و گویا شن زیادی خورده !!درست بشو هم نیست !!!!!!!!!!!!


کلمات کلیدی: