قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

امتحانی برای همه ی فصول !!
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٩  

سر کلاس درس دکتر مشفق نشسته ام و در فکر فرو رفته ام البت اصلا به درسی که میدهد گوش نمی دهم بلکه به راه حل یکی از سوالاتش فکر میکنم !!و به این که عجب سوالی بود !!!

۱)یه اقایی با بچش توی جاده بودن و در حین رانندگی به شدت تصادف میکنن و بچه هه هم دیگه داشته میمرده و کلی خون ازش رفته بود و خلاصه اوضاعش داغون بود و این ها که می رسه بیمارستان دکتره تا مریض رو میبینه میگه وایی این که بچه ی منه !!این چه جوری ممکنه ؟؟

۲)یه خروس میره روی سقف یه شیروونی و تخم میزاره حالا این تخمش به طرف راست میفته یا چپ ؟

مثل این سوال ها زیاد وجود داره !!
معمولا سوال هایی هم هستن که با یه جو سازی خیلی جالب و یه انحراف فکری !!!باعث میشن که نتونید خیلی سریع به جواب مساله برسید چون ذهنتون رو منحرف میکنه !!یه نمونه ی ساده ترش رو هم حتما یادتونه که میگفتن ده بار پشت سر هم بگو چنگال !!بعد می پرسیدن اش رو با چی میخوری؟ و معمولا بدون اختیار به علت این که ذهنتون رو گیج کرده بودن می گفتید چنگال !!این نوع سوال ها صرفا به این دلیل ارایه میشن که به ما نشون بدن ذهن انسان به چه چیز هایی دقت میکنه و یا چه طوری میتونیم که در یه متن یه نکته رو طوری مخفی کنیم که ذهن ما نتونه نکته رو دربیاره و در بهترین نوع سوال ها هم میشه دقت شخص رو اون هم تا حدودی سنجید !!

حالا برگردی به سوال امتحانی مکانیک تحلیلی :

یه پرتابه رو شخصی پرتاب میکنه در۵۰ سانتی متری این فرد  یه دیوار یه متری هست  که زاویه ی پرتاب ۴۵ درجه هست و دارای سرعت اولیه ی  هم هستیم و یا ضریب اصطکاک هم داریم که نسبت این ضریب اصطکاک به جرم پرتابه برابر یک هست حالا شما بگید پرتابه از دیوار رد میشه یا نه ؟؟

خوب تمام اون هایی که نشسته بودن خر زده بودن و جزوه رو خورده بودن زود ذهنشون نمونه برداری کرد به حل یکی از مسایل جزوه و شروع کردن به حل معادله ی دیفرانسیل و به این فکر کردن که نیروی اصطکاک به توان اول سرعت بستگی داره یا توان دومش و خلاصه یه معادلهی حرکت خفن رو باید در میووردن و بعد هم معادله مسیر و ... !!!

بعد اقا امروز فرمودند که بله شما اگر توجه می کردید چون زاویه ۴۵ درجه بود بیشتر از نیم متر بالا نمیرفته !!! یعنی حل این مساله احتیاج به اطلاعات دوم دبیرستان داشته و خلاصه کلی برای ما ابراز تاسف کردن که خیلی خنگ تشرف داریم !!!!!!!

حالا من نمیدونم ایشون اومده بودن ببینن ما تحلیلی بلدیم یا این که اومده بودن با این طور منحرف کردن ذهن ما ازمون امتحان سنجش ذهن و غیره بگیرن !!خلاصه ما خیلی دلمون میخواد که ازمون یکی توی این دانشگاه امتحان معقول بگیره !!!یعنی امتحانی که مربوط باشه به درسی که خوندیم !!!نه اینکه بخواد تستمون کنه واز ما به عنوان جامعه ی اماری استفاده کنه که ببینه توی یه جامعه چند نفر فلان روش مغزی رو دارن و ... !!!!

 


کلمات کلیدی:
 
مثل من باش!!خود من باش!!
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٩  

یکی از دوستان عزیز!! که از قضای روزگار بعضی وقت ها از دهنش در میرود و حرف های جالبی میزند !!! چند وقت پیش یه مطلبی نوشته بود با این موضوع که بریم یه وسیله بسازیم و  ذهن ملت رو بخونیم !! و بفهمیم که چی توی مخشون (البته در صورت وجود مخ ) می گذره !!!


 بنده بعد از خواندن ان پست مقادیر متنابهی به فکر فرو رفته و اندیشیدم !!و متوجه گردیدم که هر چند این وسیله در بادی امر مفید می نماید* !!ولی در کل٬ خیلی هم مزخرف است !!حالا چرا ؟؟

چون  برای ما اصلا مهم  نیست که بقیه چه جوری فکر میکنند !!برای ما این مهمه که ما چه جوری فکر میکنیم !!!!!!!!!!!!!بعد هم چون خودموون رو خیلی خفن ونابغه و همه چیز تمام میبینیم !!به بقیه هم میگیم لطفا مثل من فکر کنید !!!!!!!!و اگر بر اساس عقاید ما فکر نکنند و عمل نکنند وعکس العملهاشون با اوونی که ما تصور میکنیم متفاوت باشه !!!یا میگیم بابا بی خیال طرف مقابل مشکل داره !!یا میریم بیخ ریشش رو می چسبیم !!که جون هر کی دوست داری  مثل من فکر کن !!!!!!پس می بینید که ساخت این وسیله صرفا دور ریختن پول هست !!!

 

*: البته از نظر نویسنده این وسیله وحشتناک بود !!!


کلمات کلیدی:
 
گاهی به اسمان نگاه کن !!
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢  

۱)چند تن ادم مشکل دار !!می گویند شهر الودگی نوری  دارد و هم چون دیوانگان پا می شوند ٬میروند در یک قبرستان !!!(در جایی که سگ هم نمی رود !!)٬ تا خود صبح مثل بید می لرزند !!   که چه ؟؟؟ می خواهیم شهاب اسمانی ببینیم !!

۲)اینان از انجایی که کاملا دارای امکانات رفاهی عالی و خفن هستند !!۱۵ نفری می چپند در یک چادر ۵ نفری !!!!!!!و فکر می کننند که عجب غلطی کردیم که تخت گرم و نرممان را رها کردیم و امدیم دنبال شهاب !!تازه شهابی که انقدر بد قول است !!!!!اینان هم چونان دارند می لرزند و مانند میگو خود را جمع کرده اند !!!!!!!باشد که خدا عقلشان دهد !!!!!!

۳)از ان جا که از درون چادر شهابی را نمی توان دید !! باید که به بیرون چادر بروی !!! تا هم سرما را راحت تر بفهمی !!و هم دستگاه سرعت سنج شهابت را تنظیم کنی !!!!!!!و از انجایی که هیچ شهابی در کار نیست که شکارش کنی !!به شدت ضایع شوی !!!!!!!

۴)حالا خیلی ناراحت نباش!!! اسمان انقدر ستاره دارد که تا صبح کشفشان کنی !!!!!!!فقط اگر تا صبح زنده بمانی !!!!!!!!

 

                                                 ***********************

به راستی که ادمی موجودی عجیب است !!!

در طی سال ها خودش را کشته !!صنعت و تکنرلژی را به وجود اورده !!و توانسته که سرما در گرما و گرما در سرما را اختراع کند !!!!!!!!

او به جایی رسیده که شب ها را همچون صبح روشن نموده و به ستارگان مجال خود نمایی نداده !!

تازه !! انقدر زمین ٬شهاب و شهابه !!!!!! برای دیدین دارد !!که نخواهی به اسمان بنگری !!!!!!!

ولی با این حال گه گداری می زند به سرش !!!دچار رفاه زدگی (از نوع بی دردش)می شود !! راه می افتد ٬می رود به بیابان !!و طعم خوش یک زندگی بدوی را با تمام وجودش احساس می کند !!

اومعنی واقعی سرما را می یابد !!!!!!تا ستارگانی را که فرصت نکرده تا به حال ببیند ٬ رصد کند !!و شهاب های واقعی را بیابد !!


کلمات کلیدی: