قورباغه ی دهن گشاد

ملغمه ای !!! از طنز و جدی و خیلی جدی و بدفورم جدی و ...

نوروز از نوع پرسپوليسی
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱  

گذری بر زندگانی مهرزاد معدنچی !!(یه فوتبالیست در پیت !! ولی چون پرسپولیسی هست و من ارادت ویژه ای به این تیم دارم !! نمی گم چه قدر در پیته !!!)

۱) او از کودکی بی استعداد بود !
۲) مانند دیگر کودکان علاف ٬ به دنبال یه توپ شروع به دویدن کرد !
۳)تاریخ نشان می دهد که وی مانند چی !!توپ را از حریف می قاپید و تا جلوی دروازه ی حریف پیش می رفت !
۴) تاریخ باز هم نشان می دهد که همین که می رسید به دروازه ی حریف ٬ یا:

الف ) انقدر استخاره می کرد که توپ را بزند یا نه ! که دروازه بان توپ را می گرفت !!

 ب) اگر در مدت استخاره دروازه بان توپ را نمی گرفت و مهرزاد خان به این نتیجه می رسید که توپ را بزند ! به این فکر می افتاد که حالا اصلا توپ را به کدامین طرف بزند !

 پ) اگر دروازه بان به دلیل نقص عضو باز هم نمی توانست توپ را بگیرد و مدافعان هم داشتند چایی شیرینی می خوردند ! به این فکر میکرد که بعد از زدن گل چه ادا و اصولی در بیاورد که خدای نکرده از انصاریان و نیکبخت و ... کم نیاورد !!
ت) اگر به دلیل مردن دروازه بان ژست بعد از زدن گل را هم پیدا می کرد !!! به این فکر می افتاد که اصلا چرا باید گل بزند ؟؟؟

۵) با بزرگتر شدن وی ! و به علت کمبود شدید بازیکن !! به تیم پرسپولیس و بعد هم ملی دعوت شد !!

۶) او در مصاحبه با روزنامه ی * پرسپولیس غران همیشه بمان * گفت که :خیلی ها مثل من هستند به در دروازه که می رسند انقدر گیج می زنند و دور خودشان می گردند که حتی نمی دانند باید گل بزنند !!

زمین تا چند ساعت دیگه یه دور چرخشش رو کامل میکنه و وارد صورت فلکی حمل می شود !!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ان وقت میرپریم هوا که اخ جون یه سال دیگه هم تموووووووووم شد و رفتیم توی سال جدید !!توی این مدت ٬ زمین به خودش کلی فشار اورده و گشته و از اول یه هدفی رو دنبال کرده !! و به زودی هم به هدفش می رسه !! کاش که مهرزادخان  هم هدفش رو (که همانا گل زدن می باشد) پیدا کنه و اون جلو گند بالا نیاره !!!

پینوشت :

ما که هممون ادم های هدفمندی هستیم و کاملا داریم با برنامه می ریم جلو !! و من این پست رو فقط شامل حال معدن چی می بینم !!
     


کلمات کلیدی:
 
همايش پر نمايش
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٦  

و این است اراده ی  دانش جویان فیزیک در برگزاری همایش فیزیک و اینا !!!!!!!!!!

۱) ساعت ۷:۴۰ دقیقه ی صبح :

در ترافیک پل مدیریت٬  با صدای بوق ماشین ها و کلمات پر محبت رانندگان همیشه خوش بیان  تاکسی ها !!صدای دیگری هم همراه می شود !!! صدای پر هیجان دبیرعلمی  همایش که می فرمایند: بپر!!! بیا عکس قلمچی رو زدیم جای عکس جناب !!!

حالا ما هی فکری شده ایم که٬ همایش ما ٬قرار بود دانشگاهی باشد!!! پس٬ چه ربطی دارد به قلمچی و گاج و مبتکران و این ها !!!

۲)ساعت ۸ صبح :

در دانشکده :

یک سری از دوستان هی در فکرند که حالا بیایند اسم همایش را بکنند ٬بزرگداشت  دکتر قلمسیاه؟؟ یا عکس را بردارند بگذارند عکس دکتر جناب؟؟ که در همین حین !!!!!!!!!!با ورود فک و فامیل دکتر جناب تصمیم دوم را اتخاذ کرده و برای ندادن سوتی های عظیم تر به شدت در تلاش برای پیدا کردن راهی برای جای گزینی دو عکس هستند !!! هر چه ما فکر می کنیم به این نتیجه نمی رسیم که حالا که شما عکس را اشتباه زدید !! چرا جایش نیامدید عکس تام کروزی !!برد پیتی چیزی بگذارید !!! ان وقت می شد رفت عکس ها را در دکان های روزنامه فروشی یه جوری ابش کرد !!!!!!!!

۳)ساعت ۸:۰۵ 

دانشکده :

ویژه نامه ی همایش قرار بود که صبح اماده باشد ولی خب اماده نبود !!! علتش هم باز به صورت کاملی مشخص نیست !!! و ما از هر کی پرسیدیم (تازه ان هم با لحن خوب و همراه با لبخند ملیح !!!!)که اخه چرا ؟؟؟ صرفا  از دهانش به سویمان اتش پرتاب کرده  !!!و ما هم بی خیال شدیم !!!!

۴) ساعت ۸:۱۰ دقیقه :

از انجا که به نظر می رسد کلا ما قصد داریم دقیقه ی نود هر جور شده !!! گل بزنیم !! با دست شروع می کنیم به طرح سوالات برای پیک شادی !!!  که توی عید فیزیک  از اذهان ملت  پاک نشود !!!!و نقش سوهان روح را ایفا نُماید !!!

۵) ساعت ۸:۱۱ دقیقه :

ملت رفته اند قاب اورده اند !! وسعی دارند با مشت و لگد عکس دکتر جناب  را در قاب جای دهند !!!

۶) ساعت۹ :

به نظر می رسد !! حاصل تلاش ها برای تغییر عکس و غیره به نتایجی رسیده !!

۷) ساعت ۹ و خورده ای :

در امفی تیاتر :

دارند بزرگداشت می کنند !!
در بیرون از امفی تیاتر در لابی !!! غرفه ها به قرار زیر جلوس نموده اند !!!:

الف :)سازمان انرژی های نوین !!! مثل انرژی اب و باد و خورشید و این ها !!! که واقعا همگی اخر نوینیت هستند !!! و ان جا هم چندین تا ماکت و ... گذاشته اند !!

ب:) چند غرفه که کتاب می فوشند و جالب ترین انها غرفه ای است که به نقش حیوانات در سرنوشت انسان ها پرداخته !!!!!!!!!!!!!و ما ها ٬متحیریم که حالا  ربط سگ و گربه و این ها به فیزیک قابل توجیه !!!!ولی با سرنوشت ؟؟؟؟

ج:)ربات مسیر یاب !! ملقب به زُمبه !!!زمبه تمام اوقات خوب راه می رود٬ اساتید را که می بیند یک هو شیرجه می زند !!!

د:) سرعت سنج شهاب !!! و کارگاه تراش کاری !!!!!!

والله چی بگم ؟؟ سرعت سنج شهاب ملقب به شکارچی بایگان !!! و کارگاه تراش اینه ملقب به کارگاه بچه خر کنی !!!!!!!!

ه:) ابوریحان :

گروه هیات علمی ۸۴ :

برگزار می کند !!!

جایی که ملت خیلی خیلی خوش تیپ می ایند !!!

شکواییه :

خیلی بد است که وقتی برنده ی مسابقه نشدی !!!می ایی به زور و کاملا به صورت نا جوان مردانه با مشت و لگد  و بد وبیراه!!!
وبا  استفاده از نیروهای کمکی !!!!!!!!!!!!!!!!!(ان هم نه یکی دو تا !!!
۵ ٬ ۶ تایی )

سوسیس تخم مرغ می گیری نکن این کار ها رو !!! زورت به کوچیکتر از خودت رسیده !!! خب می گفتی با مسالمت بهت سوسیس تخم مرغ می دادم !!!

پینوشت : ویژه نامه هم رسید !!! و من به شدت از خودم تشکر به عمل می اورم !! که خیلی علمی بوود !!

 


کلمات کلیدی:
 
ارايه می دهيم !!
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱۱  

از انجا که کلا بنده هدفی جز ارتقای سطح علمی وبلاگ ندارم ! !! و با توجه به این که ما همایش یک روز و نیم فیزیکی را در پیش داریم !! بنده در همین جا می خواهم به اصطلاح work shop خودم رو ارایه بدم !! البته  این  کار من یک ازمایش هست  که  از جزوات قدیم ازمایشگاه پایه یک پیدا کردم !و یک مقدار ازمایشش زمان می بره !(البته با توجه با این که یک روز و نیم  وقت داریم مساله نداره !!!)

ازمایش کوه مرتفع :

لوازم ازمایش :

کوه ( با ارتفاع مناسب )٬ طناب ٬میخ

شرح ازمایش :

ابتدا به قله ی کوه صعود کرده و سپس طناب را دور کمر محکم بسته و طرف دیگر ان را با میخ به جایی محکم کنید ٬ سپس از بالای کوه به پایین شیرجه بزنید !

تیوری ازمایش :

در ابتدای سفر پر هیجانتان می توانید بی وزنی را تجربه کنید ! اما بعد از مدتی به علت وجود طناب ٬ در جایی نزدیکی های کوهپایه ! متوقف می شوید !! در این جا می توان حس معلق بودن را تجربه کرد ! !! یعنی وسط زمین و اسمان در حال شنا و تعلیق هستید ! حس پا در هوا بودن چون حس بسیار خاصی است و به صورت ضرب المثل هم در امده !

توجه :

از انجا که حس پا در هوا بودن بعد از مدتی شما را دچار مالیخولیای مزمن می کند ٬ توصیه می شود که هر چه زود تر یا از دوستی بخواهید که شما را به بالای کوه بکشد و یا اینکه طناب را پاره کنید و خود را به زمین برسانید !

لازم به ذکر است که طراح ازمایش ٬ ازماش کننده های  زیادی را دیده که کلا حاضر نیستند خود را از این حالت معلق بودن در اورند ! و در نتیجه به محلی برای لانه سازی کفتر ها و ... در امده اند ! و سال هاست که همین طوری اویزانند !

هشدار ۱: توجه کنید که حتما طول طناب کم تر از ارتفاع کوه باشد ! وگرنه موفق به تجربه ی حس معلق بودن نخواهید بود !

هشدار ۲: انجام این ازمایش برای بیماران قلبی و صرعی و کسانی که سابقه ی عمل مغزی دارند و افراد کهنسال و هم چنین افراد بی جنبه توصیه نمی شود !

پینوشت ۱ :) این ازمایش به دلیل کم بود امکانات مانند نبود طناب و میخ از ازمایشگاه فیزیک پایه ۱ حذف شده است !

پیوشت ۲ :) البته من یه work shop  دیگه هم دارم که به خانم نمکی گفتم و ایشان به شدت گفتند پایه هستند !! ولی چون هنوز قطعی نشده نمی گم !!

منبع : www.koorang.az


کلمات کلیدی: